رنگين کمان

یکسال گذشت

خدای من ،یک سال گذشت ،هر چه کردم ندیدی و هر چه بخشیدی و عفو کردی ندیدم ،خدای من ،هراسان شدم پناهم دادی ،بیمار شدم شفایم دادی ،آرامش و امنیت که رسید ،طبیب و پناه را از یادم بردم .خدای من ،یکسال گذشت و چهار فصل و دوازده ماه و سیصد و شصت و پنج روز چگونه است که رهایم نمی کنی ؟چگونه است که هرگز ،هرگز از تو ناامید نمیگردم؟

این چه رسمی رسم خدایی است ؟ خدای من آوای ملکوتی یا مقلب القلوب والابصار می آید تو مرا میخوانی که بخوانمت ؟این منم با حسرت سال های رفته یا مدبر اللیل و النهار .این منم با هزاران امید به سال های پیش رو یا محول الحول و الاحوال .خدای من بندگی ام را بپذیر ،التماس مرا بشنو حول حالنا ،حول حالنا ؛ خدای من آرزویم چه شد؟ الی احسن الحال ؛خوب من ،بوی عطر تحویل می آید.

نوشته شده در ۱٦ فروردین ۱۳۸۸ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ توسط نسرین نظرات ()


Design By : Pichak